زباله های علمی

زباله های علمی

تحقیقی بزرگ نشان‌داده است که مصرف کافئین به مقدار بیش از  ۵۰۰ میلیگرم باعث می‌شود، احتمال ناباوری  ۳۷ درصد بیشتر شود.

آنچه که یک خواننده از این تیتر برداشت می‌کند این است که اگر کافئین مصرف کند، به احتمالا ۳۷% باردار نخواهد شد. شاید هم اینطور برداشت می‌شود که از هر سه نفری که کافئین مصرف کنند یکی نابارور می‌شود. این زمین تا آسمان با حقیقت فرق دارد. در واقع آنچه از این تیتر مقاله برداشت می‌شود این است که لابد می‌توان از کافئین به عنوان یک داروی پیشگیری از حاملگی استفاده کرد!!

به دلیل خواص آنتی اکسیدانی و خواص کافئین روی هورمون‌های جنسی می‌دانیم که نه تنها کافئین اثر منفی ندارد، بلکه حتی اثر مثبتی هم می‌تواند داشته باشد. پس چطور این تحقیق بزرگ که محققهای مثلا متخصصی آن را انجام داده‌اند این را نشان می‌دهد.

چه می‌شود که یک ماده مفید در یک تحقیقی با این تیتر به صورت یک سم معرفی می‌شود؟

اولا:

تحقیق افرادی که روزانه ۵۰۰ میلیگرم کافئین مصرف می‌کردند را با افرادی که کافئین مصرف می‌کنند را مقایسه کرده است. در این موارد اولین چیزی که باید بپرسید آیا این دو گروه فقط در مصرف کافئین متفاوت هستند یا موارد دیگری هم در نتیجه تاثیر گذار بوده‌اند؟

اولین سوال: چه کسانی روزانه ۵۰۰ میلی‌گرم کافئین مصرف می‌کنند؟ مسلما افرادی که با این دز واقعا بالا روزانه کافئین مصرف می‌کنند، افرادی هستند که خواب بد دارند، فشار عصبی رویشان است یا زندگی پرتنشی دارند که می‌خواهند از خواص تنش زادیی کافئین با این دز بالا استفاده کنند. افرادی هستند که احتمالا تمام تلاششان را می‌کنند تا کمتر بخوابند.پ

پس در بهترین حالت حتی اگر نتیجه تحقیق درست باشد، باید گفت… افرادی که خواب بدی دارند و فشار عصبی زیادی رویشان است و تلاش می‌کنند نخوابند و در نتیجه برای کاهش این تنش‌ها به کافئین روی می‌آورند، احتمال ناباروی بیشتری دارند.

به این اشتباه در تحلیل آمار  sampling selection bias میگویند.

اما ۳۷% دقیقا یعنی چی ؟

وقتی محققان بین گروهی که کافئین بالای ۵۰۰ میلی گرم مصرف می‌کنند و افرادی که مصرف نمی‌کنند مقایسه می‌کنند، می فهمند که از هر ۳۰۰ نفر در گروه بدون کافئین ۱ نفر دچار این ناباروی می‌شود، اما در گروهی که کافئین با دز خیلی خیلی بالا ۱.۳۷ نفر دچار این ناباروری ممکن است شود.

اما ۰.۳۷ نفر در هر ۳۰۰ نفر  نتیجه ای نیست که تیتر جذابی باشد، پس محققها کاری میکنند که بازی ریاضی است …  در واقع اگر ۱.۳۷ را به ۱ تقسیم کنیم تا اختلاف نسبی به دست بیاید میشود ۳۷%، اما در اصل اختلاف واقعی این دو آمار ۱ نفر در هر ۱۰۰ نفر است.

این یعنی با فرض اینکه حتی جامعه آماری به درستی تقسیم بندی شده باشد و دچار selection bias نشده باشیم، از هر ۱۰۰۰ نفری که دز  خیلی خیلی بالای کافئین مصرف می‌کنند ۱ نفر بیشتر دچار ناباروی می‌شود.

در علوم تجربی باید همیشه در نتایج این را در نظر داشت که همه چیز  تجربی است و با توجه به شرایط بدون شک نتایج متغیر خواهد بود، حتی اگر سعی کنیم یک آزمایش بسیار شبیه آزمایشی دیگر ایجاد کنیم.، یعنی اگر همان محققان سعی کنند همان تحقیق را دوباره انجام دهند، بدون تردید نتایج با نتایج تحقیق قبل متفاوت خواهد بود و این تفاوت‌ها به‌ذات جزئی از تعریف «علم تجربی» و «علم آمار»  است.

به عبارت دیگر جمله اول این مقاله را می‌توان به صورت درست به صورت زیر باز نویسی کرد.

تحقیقات نشان داده اند: «از هر ۱۰۰۰ نفری که دچار استرس زیاد در زندگی و بی‌خوابی و تنش زیادی در زندگی هستند،” حتی با وجود مصرف کافین که یک ماده مفید برای جلوگیری از این مشکل است”،  “یک نفر” بیشتر “شاید و احتمالا” دچار ناباروی شود»

در انتخاب منابعی که اطلاعات علمی را به شما تزریق می‌کنند بسیار بسیار باید دقت کنید. اکثر مقاله نویس‌ها و روزنامه نگار‌ها که اینگونه تیتر‌ها برای مقالات انتخاب می‌کنند، هیچ دید علمی نسبت به قضایا ندارند.  تحلیل درست تحقیقات علمی نیاز به دانش عمیق و احاطه کامل به مبحث دارد. دور و ور ما پر شده از این زباله های علمی … 

مدرسه فیتنس – عانگع اصلانیان

عملکرد استثنایی و راز زیگارنیک

عملکرد استثنایی

از چند گروهی که برای تماشای یک فیلم بسیار جذاب به سینما رفته بودند، بعد از یک هفته سوالاتی در مورد جزئیات فیلم پرسیده شده تا میزان به خاطر سپاری افراد اندازه گیری شود. همین آزمایش با گروه‌های دیگری هم تکرار شد با این تفاوت که اجازه نمی‌دادند این گروه ها فیلم را تا انتها ببیند. ۵ دقیقه قبل از اتمام فیلم برق‌های سالن رو قطع می‌کردند و از حضار معذرت می‌خواستند که برق‌ها رفته است. یک هفته بعد، از این گروه‌ها هم در مورد جزئیات فیلم سوالاتی می‌پرسیدند تا میزان به خاطر سپاری این افراد را اندازه‌گیری کنند.

آزمایش بالا را روانشناس مطرحی به نام زیگارنیک انجام داد که به اثر زیگارنیگ معروف است. خانم زیگارنیگ مشاهده کرده بود که گارسون‌های رستوران جزئیات مربوط به سفارشات مشتریانی که هنوز پول را نپرداخته‌اند را بسیار خوب به خاطر سپرده‌اند ولی جزئیات سفارشات کسانی که پول را کامل از اول پرداخت کرده اند را به یاد نمی‌آورند. ایده آزمایش بالا از این مشاهده در ذهن خانم زیگارنیک بوجود آمد.

افرادی که فیلم را به صورت ناتمام دیده بودند جزئیات بسیار بیشتری از سکانس‌های فیلم را به یاد می آوردند. طبق تحقیقاتی که روی اثر زیگارنیک انجام شد. وقتی کاری در ذهن ما نیمه تمام می‌ماند و پرونده‌اش باز می‌ماند مدام بارها و بارها توسط مغز پردازش می‌شود و مدام این اطلاعات بین حافظه کوتاه مدت و بلند مدت جا به جا می‌شوند. 

این اثر، می‌تواند اثرات مثبت و منفی بسیاری داشته باشه:

مثلا وقتی پرونده یک صورت حساب پرداخت‌نشده را در ذهنمان باز گذاشته باشیم مدام توسط ذهن پردازش می‌شود. تعداد پرونده‌های باز در ذه ن ما نسبت عکس با میزان بازده و عملکرد ما دارد و به شدت قدرت تمرکز روی کارهای مهم روزانه را می گیرد.

یکی از عالی ترین کارهایی که برای افزایش عملکرد زندگی می تونید انجام دهید. کاهش تعداد پرونده‌های نیمه باز در ذهن است.

اگر قرار است کار کوچکی را انجام دهید همین الان انجامش دهید … اگر قرار است امروز به کسی زنگ بزنید. نگذارید برای بعدا، همین الان پرونده‌اش را ببندید.

یا مهم‌تر اینکه اگر می‌دانید کار تقریبا کم اهمیت و غیر‌ضروری‌ای را فرصت ندارید در حال حاضر تمام کنید، بهتره اصلا شروعش نکنید …

یکی از مهم ترین اشتباهاتی که  افراد و مخصوصا کارمندان در محل کار انجام می‌دهند در بررسی ایمیل‌ها و پیام‌ها است.

اگر ایمیلی را باز کردید همانجا جواب بدهید. اگر می‌دانید در شرایطی نیستید که اقدامی انجام دهید هرگز ایمیل را باز نکنید و پیامی را چک نکنید … در صورتی که اشتباه کلاسیک اکثریت مردم این است که کل پیام‌ها را ابتدا می‌خوانند و بعد دوباره برمیگردند و برخی را جواب می‌دهند و یا اقدام لازم را برایش انجام می‌دهند و بقیه به صورت پرونده‌های نیمه باز در ناخداگاه روی هم جمع می‌شوند.

یا اگر به عنوان مثال می خواهید کاری را انجام دهید و هنوز ایده ای برای تمام کردنش ندارید. قسمتی از کار را شروع کنید و بگذارید نیمه تمام بماند. در این حالت مدام ایده‌هایی برای بهبود کار یا نحوه جلو بردن کار به ذهنتان خواهد آمد و ذهنتان به یک اسفنج جذب ناخداگاه ایده و اطلاعات تبدیل خواهد شد.

اثر زیگارنیک یکی از قوی ترین تکنیک‌هایی است که در حوزه بازاریابی عصبی و حتی آموزش حرفه‌ای استفاده می‌شود … 

اثر زیگارنیک بسیار فراتر و قوی‌تر از صرفا تحریک کنجکاوی است.

معمولا عده بسیارررر کمی وقتی خواندن یک کتاب را شروع می کنند آن را به پایان می‌رسانند و آن عده‌ای که به پایان می رسانند معمولا بعد از مدتی کل مطالبی که یادگرفته‌اند را فراموش می‌کند.

در هنگام نوشتن “کتاب پایان افسانه کالری‌ها” یکی از مهم‌ترین اهداف این بود خواننده کتاب را بسیار سریع تا به انتها بخواند و خواندن کتاب را به بعد موکول نکند و دوم اینکه اصولش را هرگز فراموش نکند و بتواند همیشه در زندگی به کار بگیرد. به همین دلیل در نگارش کتاب از بیش از ۲۰ اصل روانشناسی بسیار قوی و حرفه‌ای در نحوه نگارش کتاب استفاده شد تا ساده روان و اثر گذار بتوان محتوای علمی تغذیه‌ای را به مخاطب منتقل کرد. نتایجی که از باز خورد‌های خوانندگان کتاب داشتیم نشان می دهد بسیاری از خوانندگان در همان یکی دو روز اول کتاب را تا صفحه آخر مطالعه کرده‌اند و حتی بسیاری از خوانندگان کتاب را دو یا سه بار مطالعه کرده بودند. یکی از آن اصول همین اثر زیگارنیک بود که بارها و بارها در سطوح متفاوت در کتاب استفاده شده. 

ساده ترین نوع کاربردش در آموزش حرفه ای می تواند اینگونه باشد که به مخاطب بگوییم که در ادامه‌ی کتاب پنج ۵ روشی که برای چاق کردن حیوانات استفاده می شود و افراد چاق هم این اشتباهات را نکرار می کنند را بررسی خواهیم کرد و در ادامه فقط ۴ اصل را بگوییم و یکی  را فراموش کنیم.با اینکه اطلاعات نیمه تمام می مانند،‌ اما کیفیت جذب اطلاعاتی که به مخاطب عرضه می‌کنیم بسیار بیشتر می‌شود و عمیق‌تر در ذهن نقش می‌بندد. اینگونه تا مدت ها مطلب در ذهن نا خداگاه مخاطب مرور می شود و بسیار عمیق تر می ماند …

 

شاید مهم ترین کار هر روزتان باید این باشد که کارهای نیمه تمام را تعیین تکلیف کنید … 

شخصا تکنیکی که امتحان کردم در زندگی و عالی جواب میدهد و هر روز استفاده می کنم به این صورت است که نیم ساعت در آخر هر روز را صرفا به مرور روز و لیست کردن کارهای نیمه تمام می پردازم .
نوشتن کارها یکی از بهترین روش ها است که نخواهید مسائل را در ذهن معلق نگه دارید … اگر قرار است شنبه پیش دکتر رژیم بروید توی ذهن نگه ندارید و یکجا یادداشت کنید.

در کتاب «چگونه مانند لئوناردو داوینچی فکر کنیم» یکی از اساسیترین نکاتی که در مورد خصوصیات افراد نابغه  آماده است، این است که افراد نابغه می‌توانند تعداد زیادی پرونده را در ذهنشان باز نگه دارند بدون اینکه اختلالی در تمرکز روزانه‌شان ایجاد کند. که احتمالا در مقاله‌‌های بعد به این نکته بیشتر خواهیم پرداخت.

خوشحال می‌شویم نظراتتان را در مورد مقالات سایت در کامنت‌ها بنویسید.

منبع: عانگع اصلانیان – مدرسه فیتنس

اگر این مقاله را دوست داشتید و خواستید آن را برای خودتان ذخیره کنید، می‌توانید فایل این مقاله را دانلود کنید.

دانلود فایل pdf این مقاله

 
برای دریافت یک دوره آموزشی رایگان تلگرامی به آدرس t.me/acbookbot مراجعه کنید.
 

پایان افسانه سالاد

رژیم غذایی لاغری

سلام دوستان،

خیلی‌ها از سالاد به عنوان پرکننده و حجیم کننده غذا استفاده می‌کنند تا زودتر سیر شوند و کمتر بخورند. خیلیها در رژیم غذایی لاغری شام را سعی می کنند به جای وعده اصلی سالاد بخورند تا با حجم زیاد سالاد سیر شوند و با این فکر که درنهایت خواهند توانست کالری کمتری مصرف کنند و با کم کردن کالری در نهایت لاغر شوند.

حتی بدتر …

خیلی از به ظاهر متخصصان تغذیه می‌گن “قبل غذا سالاد بخورید تا معده کش بیاد و نتونید غذای زیاد بخورید”

اما واقعیت …

اولا اینکه معده میتونه تا ۲۰ برابر سایز معمول کش بیاد.

نکته بعدی که باید درک کنیم اینه که “سرکوب گرسنگی” و “سیر شدن” از لحاظ فیزیولوژیکی تفاوت‌های زیادی دارند.

قبلا گفته بودیم که هورمون سیری و گرسنگی با هم فرق دارند. هورمون‌های سیری در بخشی از هیپوتالاموس به نام lateral hypothalamus  کنترل می‌شوند و سیگنال‌های گرسنگی در بخشی به نام vmh … اصلا جزئیات و اسم‌ها مهم نیست فقط در این حد که بدونید که کاملا فرق دارند.

قبلا در مورد حالتی که گرسنه نیستید ولی سیر هم نیستید با‌هم حرف زدیم … و الان می خوام در مورد حالتی که سیر هستید ولی بدن گرسنه است حرف بزنم.

 

آیا پر کردن حجم معده باعث سیری میشه؟ بله … آیا باعث رفع گرسنگی بدن میشه ؟  نه

 

آیا حس‌های زیر را تجربه کرده‌اید؟؟

حس اول: گرسنه باشید و حجم زیادی سالاد بخورید و کاملا سیر شوید ولی ۱ ساعت بعد دوباره گرسنه شوید و حتی ضعف کنید و دوباره یک ساعت بعد سراغ غذا بروید و چیزی بخورید.

حس دوم: صبح ساعت ۹ یک وعده کله پاچه‌ی توپ بخورید و تا عصر هیچ اشتها و تمایلی به خوردن نداشته باشید و ذهنتان کامل از خوردن آزاد باشد.

اگر این حس ها را تجربه کرده اید بریم سراغ ادامه صحبت ها…

فکر نکنم کسی وجود داشته باشه رژیم لاغری گرفته باشه و تجربه نکرده باشه .

 در واقع با خوردن یک وعده بزرگ سالاد فقط دارید به زور گرسنگی را به “تاخیر” می اندازید.

یکی دو ساعت بعد گرسنه می‌شوید.

 

سوال: آیا پر شدن حجم معده واسه لاغری تاثیر داره ؟

اولا که در کتاب “پایان افسانه کالری‌ها” گفتیم که چرا کالری ها ارتباطی با اضافه وزن کنونی ما ندارند و مشکل اینه که بدن ما به اون مقدار چربی نیاز داره که در برابر از دست دادنش مقاومت می کنه.

و همانطور که در مقاله “قوی مشکی” گفتیم، بهتره برای کشف حقایق به استثناها توجه کنیم.

پس …

مثلا افرادی که در بیمارستان چند روزی به آنها سرم قندی وصل می‌کنند و یک هفته هیچی نمی‌خورند. مسلما معده‌شان خالیه. آیا احساس گرسنگی می‌کنند؟ با این مثال می‌خواهیم ببینیم چه اتفاقی برای اشتها و تمایل به خوردن و گرسنگی می‌افته اگر به طور کامل معده و سیستم گوارش را از فرایند خوردن حذف کنیم. آیا چون معده خالی است ما زیر سرم قندی، سیر نمی شویم و گرسنه و بی طاقتی داریم؟

معلومه که نه. مسلما اگر معده‌ی گشادی داشته باشیم احساس خالی بودن معده خواهیم داشت چون عادت نداریم شکممون خالی باشد. ولی سیر خواهیم بود و انرژی لازم رو هم داریم. این ایده‌ای می‌دهد که حجم معده و انباشتن معده با مواد حجیم شاید چیز تاثیر گذاری نباشه اصلا.

 

تحقیقات در این مورد چه می گویند؟

روی همین ایده یک محققی که اسمش هم یادم نیست حدود ۶۰-۷۰ سال پیش  آزمایش کرده بود روی موش ها. این محقق ۹۰ درصد کالریهای مورد نیاز روزشان را به آنها تزریق می کرد با این هدف که این کالری‌ها از سیستم گوارشی موش رد نشوند. فکر می‌کنید رفتار موشها چگونه تغییر می‌کرد؟ موش‌ها فقط اندازه ۱۰ درصد باقی مانده‌ی کالری‌های مورد نیازشان غذا می‌خوردند. به فرض اگر یک موش معمولی روزی ۵۰۰ کالری می‌خورد، اگر ۴۵۰ کالری از غذایش را مستقیم داخل رگ‌هایش تزریق کنیم، در طی بقیه روز فقط به اندازه ۵۰ کالری باقی مانده اشتها خواهد داشت.

کار بعدی‌ای که این محقق کرد این بود که، غذای موش ها رو با حجیم کننده‌ها و آب حجم داد و دو برابر کرد. فکر می‌کنید در این حالت موش‌ها چطور رفتار کردن؟ موش ها اگر قرار بود ۵۰۰ کالری بخورند همان ۵۰۰ کالری را می‌خوردند. با اینکه در هر وعده کمتر می‌خورندن اما تعداد وعده‌هایش بیشتر می‌شد و زود به زود سراغ غذا می‌رفتند. وقتی این محقق غذای موش‌ها را ۱۰ برابر حجیم‌تر کرد موش‌ها کل روز را در حال خوردن بودند و باز در مجموع کالری‌هایی که می خوردند به اندازه قبل بود.

خلاصه اینکه سالاد و سبزیجات خوراکی‌های خوبی‌ هستند و پر از مواد ویتامین و مواد معدنی و برای سلامت بسیار حائز اهمیت، اما خلاصه اینکه با خوردن سالاد و غذاهای حجیم فقط توی اون وعده کم می‌خورید و در نهایت تاثیری ندارد، چون مجبور می‌شوید تعداد وعده‌هایتان را بیشتر کنید.

و همانطور که در کتاب «پایان افسانه کالریها» گفتیم با این روش اگر کل روز در حال خوردن باشید، مدام هورمون انسلین‌تان را بالا می‌برید که می‌دونید ته‌اش چی میشه.

از طرفی خوردن غذاهای حجیم مدام معده رو کش میاره و بعد از اینکه دوران رژیمان تموم شد یا به مرور زمان معده‌تان سخت‌تر پر می‌شود.

حجیم کردن غذا با سبزیجات ایده خنده داریه، که حتی برخی دکتر‌های معروف  نیز در دام این اشتباه می‌افتند و به جای توجه به کل مسیر، صرفا اتفاقی که در همان وعده می‌افتد را می‌بینند. در مورد باورهایم باید عمیقتر فکر کنیم. نظر شما چیه؟ حتما در کامنتها نظرتان را بگید.

الان تصمیم بگیرید که دفعه بعد در برابر دیدن عکس هایی مثل عکس زیر چطور عکس العمل نشان خواهید داد …

از الان با دلایلی که توی این پست بررسی کردیم به راحتی می توانید دوستان و اطرافیانتان را قانع کنید که دست از باورهای نادرستی که به اسم علم وارد دنیای تغذیه شده، بردارند، و به علم واقعی بگروند.

رژیم لاغری سریع

برگرفته از دوره جامع آموزش لاغری، مهندسی تغذیه – مدرسه فیتنس

عانگع اصلانیان مدرسه فیتنس

 

اگر این مقاله را خواستید ذخیره کنید، می‌توانید فایل این مقاله را دانلود کنید.

دانلود فایل pdf این مقاله 

 
برای دریافت یک دوره آموزشی رایگان تلگرامی به آدرس t.me/acbookbot مراجعه کنید.
 

دوش آب یخ باعث می شود در زندگی خوشبخت شوید!!

رژیم لاغری، و رژیم غذایی

به نظرم مهمترین راز موفقیت در تمام زندگی این یک مقاله است. حداقل چندین بار بخوانید. طولانی است و با تمام پست‌های دیگر فرق دارد، اما بسیار مهم است. دو سال پیش این پست را در فیسبوک گذاشتم و تا حالا رکورد دار بیشترین تعداد لایک و اشتراک‌‌گذاری بوده.

“هوای سرده سرد، صبح ساعت ۶ صبح بیدار شی و بعد از یک قهوه، مستقیم بری حموم و شیر آب رو تا ته روی سرد سرد بزاری و بپری زیر دوش و یه ۲۰-۳۰ دقیقه دوش آب یخ بگیری بیای بیرون و ادامه یه روز عالی … کاریه که هر روز صبح معمولا انجام میدم.

دلیلش هم ربطی به تناسب‌اندام و فیتنس نداره ولی باعث میشه خیلی خیلی زیاد خوشبخت بشید توی زندگی حتی خیلی خوش اندام بشید .

چندین ماه پیش یا یه آدم خیلی خیلی موفقی در مورد برنامه های آینده زندگی صحبت می‌کردیم که ازم پرسید چرا چند سال بعد!! چرا همین الان نمی‌ری یک شرکت فوق موفق برای خودت راه بندازی؟ گفتم فعلا سرمایه ام کمه، هنوز اونقدر متخصص نشدم، فعلا هم وقت آزادم کمه و چند تا دلیل کاملا موجه دیگر … بعد یکی دو دقیقه توضیح دادن، دوباره پرسید: باشه، ولی چرا همین الان نمی‌ری یه شرکت فوق موفق برای خودت راه بندازی؟ انگار هیچ کدوم از توضیحات رو نشنیده بود. دوباره همان بهانه‌ها را توضیح دادم و اضافه کردم که :” و اینکه دقیقا نمی‌دونم از کجا باید شروع کنم”

 گفت: نه اصلا … مشکل این نیست که امکانات نداری یا نمی‌‌دونی از کجا شروع کنی! همه آدمها دقیقا می دونن باید چی کار کنن. مسئله اینه که فقط باید شروع کنی و از سخت بودن زندگی نترسی … برای سی روز دوش اب یخ بگیر و زندگیت عالی میشه … همین.

چالش باحالی بود به نظرم و تصمیم گرفتم تا برای ۳۰ روز آینده این کار را انجام بدم و هر روز صبح یه چند دقیقه دوش آب یخ بگیرم.

صبح روز بعد رفتم دوش بگیرم،… آب گرم رو باز گردم ولی یادم افتاد که باید دوش آب یخ بگیرم … آب رو تا ته سرد کردم …

 

دستم رو بردم زیرش … با خودم گفتم اوفف لعنتی چقدر سرررررده …

یهو صد تا صدا وارد مغزم شد که بهم می گفتم دوش آب یخ گرفتن چقدر احمقانست … “خب چه کاریه آدم خودش رو الکی اذیت کنه”، “ولش کن بابا نمی خواد این کار مسخره رو انجام بدی”، “حالا اون یه چیزی گفت تو چرا جو گرفتت”، “خب که چی، چی رو می خوای به کی ثابت کنی”…. ” یکی ببیندت چی فکر می کنه راجع بهت” … ” آخه کدوم خری این کار رو می کنه،”…”اگه چیز بدرد بخوری بود بقیه هم انجام می دادن”

ولی تصمیم گرفته بودم هر طور شده انجامش بدم.

دوش آب سرد گرفتن سخت تره وقتی سر صبح باشه.

 

اول یکم دستم رو بردم زیر آب سرد، بعد اون یکی دستم .. بعد پاها …

همینجور صد تا فکر می اومد تو سرم “بهتره عاقل باشی و کم کم شروع کنی”… “بهتره از اب گرم شروع کنی و کم کم سردش کنی” ….”حالا امروز بیخیال دیر شده باید بری سر کار”، “حالا بعد از ظهر که هوا گرم تر بود انجامش بده”… ” فعلا گشنته شاید بدن ضعیف باشه، بزار برای فردا که صبحانه خورده باشی”…

۱۰ ۱۵ دقیقه گذشته بود و فقط دست و پاهام رو یکم خیس کرده بودم و همینطور جلوی دوش وایساده بودم و صد تا فکر منفی توی سرم که منو از انجام یه کار سخت منصرف کنن

 

 

به خودم اومدم، دلم به حال ضعیف بودن خودم و فکر های توی سرم سوخت

عزم جزم کردم و بعد دو سه دقیقه مقاومت در برابر فکر های توی سرم و رفتم زیر دوش، سرررررد بود و ۱۰ ثانیه نشد پریدم بیرون …

 

 

فکر های توی سرم خیلی زیاد شده بود … “خب روانی، مگه سادیسم داری با خودت این کار رو می کنی”… “مریض میشی”… “هر چی مقاله در مورد سرما خونده بودم اومد تو ذهنم” :)) یاد یه فیلم افتادم که توش هنر پیشه تو برف ها یخ زده بود …

 

اون روز تقریبا میشه گفت اصن دوش نگرفتم و خودم رو پیچیدم اومدم بیرون، ساعت رو دیدم، یه ۲۵ تا ۳۰ دقیقه با خودم تو حموم کلنجار رفته بودم و حتی ۱ دقیقه هم دوش نگرفته بودم 

 

 

روز بعد دوباره همین داستان

تا خواستم برم زیر دوش صد صدای منفی و توجیه اومد توی ذهنم ..

“یادته دیروز صبح چقدر اذیت کننده بود”.. “ولش کن، می خواستی تست کنی که دیروز کردی دیگه، بسه” … “امروز صبحانه خوردی سنگین شدی، خون رفته تو شکم، حالا امروز رو ولش، فردا انجامش میدی”… صد تا توجیه علمی اومد تو سرم که یه جوری خودم رو قانع کنم که این کار رو انجام ندم ..

بالاخره تونستم در حدی یکی دو دقیقه دوش آب یخ بگیرم اون روز و نفس نفس زنان، در حدی که نفسم بالا نمی اومد از دوش با لزر اومدم بیرون

مهمترین نکته اینکه، ۲ دقیقه بعد از اینکه بیرون اومده بودم، کاملا نرمال بودم، هیچ تاثیر منفی ای نبود،… تنها دلیلی که این همه با خودم کلنجار رفته بودم فقط همون دو دقیقه سختی کشیدن بود…. نیم ساعت با خودم کلنجار رفته بودم که توجیه کنم خودم رو که از دو دقیقه سختی کشیدم فرار کنم و بپیچونم …

زیر دوش آب یخ همیشه نفس نفس می زدم و نفسم یه سختی بالا می اومد، و از سرما می لرزیدم و مو های تنم سیخ میشد …

ولی یه روز به خودم گفتم، این لوس بازیا چیه از خودت در میاری، نباید بلرزم … خیلی جالب بود …. اون روز ۱۰ دقیقه دوش گرفتم بدون اینکه اصلا لازم بشه بلرزم … و کاملا اوکی بودم …

 

 

هر روز که می گذشت می دیدیم، دقیقا تمام صدا هایی که توی سرم میاد و تمام بهانه ها و دلایل مثلا منطقی و علمی و توجیه ها … دقیقا همون چیزهاییه که هر روز توی به سرم میاد در مورد اینکه چرا الان وقت مناسبی نیست که یه کار بزرگی که دلم می خواد و می دونم باید انجامش بدم، رو انجام بدم … توجیه برای اینکه چرا فعلا کاری رو ادامه بدم که می دونم در دراز مدت درست نیست …

 

 

تنها مشکل زندگی همه اینه که دوست نداریم در راه کارهایی که باید به انجام برسونیم به خودمون سختی بدیم و با صد تا دلیلی منطقی خودمون رو سعی می کنیم منصرف کنیم …

 

تنها بزرگترین مشکل زندگی همه آدم دو تا چیزه

۱- نمی خواهیم برای رسیدن به یک خواسته خیلی بزرگ، در کوتاه مدت و موقتی به خودمون سختی بدیم.

۲- به خاطر یک لذت کوتاه مدت، رسیدن به یک آرزوی بزرگ رو خراب کنیم.

تلویزیون نگاه کردنهای شب امتحان، دقیقا همون فکر هایی که توی سر اکثر آدم ها شب امتحان میاد که از زیر درس خوندن فرار کنیم، با اینکه می دونیم بالاخره باید انجام بدیم، دستشویی مون می گیره، گشنمون میشه، ناخود آگاه خودمون برای خودمون مشکل ایجاد می کنیم ،که بگیم ما فعلا درگیر مشکلیم، عاشق می شیم یهو یادمون میاد که یه آهنگ جدید اومده …

یا توجیه هایی که برای صبح زود بلند نشده انجام میدیم …

 

 

آدم ها دو دسته هستن، آدم های قوی … و بقیه آدم ها 

با دوش آب سرد به تمام فکر هایی که تو سرم می اومد فکر کردم،… دیدم تنها دلیل واقعی اینکه توی زندگی خیلی خیلی خیلی عالی و اونطور که آرزومه نشده همین توجیه هاییه که می اد توی سرم … و مشکل اینه که از سختی دادن به خودم می ترسم «به صورت نا خود اگاه»

 

 

 

هیچ کدوم از اون دلیلی های کاملا منطقی که زیر دوش می اوردم که خودم رو قانع کنم که دوش آب یخ نگیرم، … دلیل واقعی ناتوانی در دوش آب یخ گرفتم نبود … تمام صد ها دلیل منطقی که به خودم می گفتم چرت محض بودن … تنها دلیل اینکه نمی تونستم دوش آب یخ بگیرم این بود که نه دلم دوست نداشتم به خودم سختی بدم … و با سختی کشیدن اوکی نبودم …

وقتی تصیمیم گرفتم که مهم نیست، سخت باشه یا آسون، منظقی با غیر منطقی، شدنی یا نشدنی و می خوام هر طور شده انجامش بدم … دیگه اصلاااا برام سخت نبود … الان راااااحتتتت ۴۵ دقیقه می تونم صبح زود ساعت ۵ صبح زیر دوش آب سرررررد سررررد برم بدون اینکه مشکلی پیش بیاد چون با خود کنار اومدم که سختی ها موقتیه، … و لازم نیست به خودم تلقین کنم و اوضاع رو سخت تر و پیچیده تر جلوه بدم… چون سخت یا آسان باید انجامش بدم و هیچ گزینه دیگری برای انجام ندادنش نیست.

 

واقعیت اینه یکم سختی می کشی، و تمام، بعد به یه چیز بزرگ دست پیدا می کنیم، …در همه جنبه های زندگی این موضوع صدق می کنه

به خودم گفتم، اگه اینقدر بی عرضه باشم که نتونم، ۵ دقیقه برم زیر دوش آب یخ، وقتی که تنها ضرری که بهم می رسه ۵ دقیقه سردی کشیدنه، و این همه خودم رو توجیه می کنم … چطور می تونم به آرزو های خیلی خیلی بزرگ تر که سخت تره برسم  و بیزنس خودم را شروع کنم.

 

 

از اون به بعد، زندگیم زیر و رو شده … هر کاری دوست داشته باشم، انجام میدم بدون اینکه کسی جلو دارم باشه، هر عادتی رو دوست داشته باشم توی زندگی ایجاد می کنم و هر عادت بدی رو بخوام ترک می کنم …

تو چند ماه گذشته حس غیر قابل توقف بودن رو دارم … چون با خودم کنار اومدم که زمان می گذره، خیلی سخت، یا در رفاه مطلق … مهم اینه که بعد از این مدت چی می مونه برام و چه نوع آدمی هستم …

جز اون دسته آدم های قوی هستم، یا جزو بقیه …

تصمیم گرفتم که بدون توجه به هیچ کدوم از دلیلی های منطقی و توجیه های خیلی دست حسابی و درستی!!!! که توی ذهنم میاد … فقط کاری که درسته و باید انجام بدم رو انجام بدم و صدا های توی سرم رو خفه کنم .

بدون تردید تنها و تنها و تنها دشمن و مانع زندگی خودمونیم همین …

فهمیدم که چقدر آدم باید ضعیف باشه که حتی از خودش هم شکست بخوره و نتونه خودش رو اونطور که می خواد تغییر بده … چطور می تونه موانع های خارجی رو از سر راه برداره …

فقط یه چیز توی دنیا مهمه … تمام دلیل های درست و منطقی و شرایط و همه این چیزا صرفا چرت محضه … فقط صدار های تو سرت رو خفه کن و برو و کاری که ارزو اش رو داری رو انجامش بده و کسی باش که همیشه آرزوش رو داری …

این بزرگترین تجربه زندگی من بوده تا حالا …

هر روز صبح ام رو اینطوری شروع می کنم … ۶ صبح، حداقل ۱۰ دقیقه دوش آب یخ و شروع یک صبح عالی …

با نظراتتان ما را در بهبود مطالب کمک کنید.

منبع: عانگع اصلانیان – مدرسه فیتنس

 
برای دریافت یک دوره آموزشی رایگان تلگرامی به آدرس t.me/acbookbot مراجعه کنید.
 

دکترهای رژیم چگونه پول در میاورند؟

رژیم لاغری

هرگز لازم نیست کم بخورید، فقط کافی است به کیفیت مواد غذایی و زمان بندی خوردن‌تان و چند نکته دیگر توجه کنید. حداقل ۷ سال است که در دنیا، ایده کم کردن تعداد کالری‌ها (یا افزایش کالری‌های سوزانده شده) به قبرستان ایده‌های اشتباه علمی تاریخ پیوسته.

در کتاب «پایان افسانه کالری‌ها» مفصل به آن پرداخته‌ام، اما چرا در ایران هنوز دکتر‌های رژیم اصرار دارند به این افسانه پایبند باشند و این افسانه اشتباه را تکرار و «تبلیغ» می‌کنند؟

دکتر‌های تغذیه چگونه به شما برنامه تغذیه می‌دهند؟ تا حالا به این فکر کرده‌اید؟ چگونه به شما هر هفته برنامه‌ها متنوعی می‌دهند، که صبحانه چه بخورید و میان‌وعده چه چیزی؟ آیا منحصرا این برنامه را با توجه به نیاز شما می‌نویسند؟

از ده و خورده‌ای سال پیش، زمانی که هنوز دنیا بر این باور بود که برای لاغری باید تعداد کالری‌ غذاها را کاهش داد. نرم افزار کامپیوتری‌ کالری‌شماری نوشته شد و در اختیار دکتر‌های تغذیه قرار گرفت. این نرم افزار با قیمت چیزی حدود ۲ میلیون تومان قابل خرید است. این نرم افزار بر حسب علم ۱۵-۲۰ سال قبل طراحی شده. در این نرم افزار یک لیستی از غذا‌ها با کالری‌ها وارد کرده‌اند. دکتر رژیم در این نرم افزار می‌نویسد، که مثلا یک برنامه غذایی می‌خواهد با روزی مثلا ۱۴۰۰ کالری و ۵ وعده غذایی. و چند تنظیم و تیک اضافه هم دارد، که برای بیماران دیابتی یک سری غذا‌ها را حذف می‌کند و غیره. این نرم افزار بر حسب مقدار‌ کالری‌ای که وارد شده، می‌تواند غذا‌ها را کنار‌ هم بچیند و یک برنامه غذایی با مثلا روزی ۱۴۰۰ کالری تولید و پرینت کند و این همان برنامه‌ای است که به شما داده می‌شود.

اگر نگویم تمام دکتر‌ها، بیشتر دکتر‌ها تغذیه کشور از این نرم افزار استفاده می‌کنند. زیاد فرقی نمی‌کند شما پیش یک دکتر تغذیه با ویزیت ۱۵ هزار بروید یا یک دکتر معروف با ویزیت ۵۰ هزار. این نرم افزار بر حسب باور‌های اشتباه ۱۵ سال پیش نوشته شده است.( البته با محبوبیت تلفن همراه، اپلیکیشن‌های زیادی وجود دارند که دقیقا همین کار رو برای شما انجام می‌دهند و می‌توانند کالری‌شماری کنند)

با اینکه بسیاری از دکتر‌ها شاید بدانند که خدماتی که می‌دهند از لحاظ علمی منقرض شده است، اما به دلایل شغلی مجبور هستند یا از این نرم افزار استفاده‌کنند و روش‌های قدیمی را که سالها با آن کار کرده‌اند را تبلیغ کنند، یا راه سخت و هزینه بر مشاوره اختصاصی را انتخاب کنند.

در واقع اگر یک تلفن همراه دارید و یک اپلیکشن کالری شماری روی آن نصب است، می‌توانید همان کاری که دکتر‌های معروف تغذیه (مانند دکتر کرمانی) برایتان انجام می‌دهند را مجانی انجام دهید.

اما در نهایت، روش‌هایی که مبنتی بر کم کردن کالری غذاها باشند، در دراز‌ مدت شکست می‌خورند و شما را چاق‌تر از قبل خواهند کرد. نحوه استفاده از بدنتان را یاد بگیرید.

با نظراتتان به بهبود مقالات کمک کنید.

منبع: عانگع اصلانیان – مدرسه فیتنس

اگر از این مقاله خوشتان آمده و دوست دارید ذخیره‌اش کنید، می‌تونید فایل این مقاله را دانلود کنید و نگه‌اش بدارید.

دانلود فایل pdf این مقاله

 
برای دریافت یک دوره آموزشی رایگان تلگرامی به آدرس t.me/acbookbot مراجعه کنید.